صدای حامد زمانی را دوست دارم

 گفت و گو با محمد مهدی سیار:

ملیحه جهانبخش

 چندی پیش ترانه‌ای رونمایی شد که نه تنها در میان مردم بلکه در رسانه‌های گوناگون داخلی و خارجی نیز بازتاب داشت. ترانه‌ای که اگر چه ترجیع بند آن شعار همیشگی مردم ایران بود اما این بار با ریتمی کوبنده و صدایی جوان، در روز 13 آبان به گوش همه دنیا رسید. «مرگ بر آمریکا» ترانه‌ای‌ که شعر آن از محمد مهدی سیار و خواننده آن حامد زمانی است. محمد مهدی سیار برگزیده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی (با مجموعه غزل «حق السکوت») و دارنده سرو بلورین جشنواره شعر فجر (با مجموعه شعر «بی‌خوابی عمیق»)است و اکنون ضمن تحصیل در مقطع دکترای فلسفه در دانشگاه تربیت مدرس، به تدریس در دانشگاه امام صادق(ع) نیز مشغول است. بازتاب‌های فراوان این ترانه و درگذشت محمد علی ابرآویز خالق بسیاری از ماندگارترین ترانه‌های انقلاب بهانه‌ای شد تا به سراغ خواننده و شاعر ترانه «مرگ بر آمریکا» برویم، اما متاسفانه گفت‌وگو با حامد زمانی به سبب درگیری‌های زیادش در ماه محرم با وجود قول‌هایی که داد میسر نشد؛ گفت‌وگوی من با محمد مهدی سیار شاعر این ترانه را می‌خوانید:

 

چه شد که شعر ترانه «مرگ بر آمریکا» را سرودید؟ دغدغه شخصی بود یا به دلیل مناسبت‌های روز؟

من هم مانند خیلی از شاعران دیگر متاثر از فضای جامعه‌ای هستم که در آن زندگی می‌کنم و در ساحت‌های متفاوت با درگیری‌های مختلف شخصی و اجتماعی درگیر هستم که در شعرهایم نیز بروز می‌کند. شعرهای قبلی من را هر کسی بخواند می‌بیند که این شعر همان فضایی را دارد که در شعرهای دیگر من هم وجود دارد. البته هرگز وحدت «موضوع» در شعرها حاکم نیست اما به گمانم وحدت نگاه و «موضع» در بیشتر شعرهایم وجود دارد. درباره این موضوع هم من با نگاه خودم به آن پرداختم. طبیعی ا‌ست که حال و هوای سیاسی، اجتماعی روز بر شعر شاعر تاثیر می‌گذارد. اما درباره این موضوع خاص من می‌خواستم بگویم حتی با خوش‌بینانه‌ترین نگاه نسبت به موضوع رابطه با آمریکا در بعد سیاسی (خوشبینی که ممکن است برای بعضی‌ها در چند ماه اخیر به وجود آمده باشد)، بدبینی تمدنی ما نسبت به نظام سلطه و فجایع جهانی استکبار و همین‌طور تاریخ پر از ظلم غربی‌ها، قابل چشم پوشی نیست. حرفِ ما هم حرف سیاسی روزمره نیست که بشود آن را محدود به اتفاقات اخیر در عرصه سیاسی دانست. تلاش من این بوده که این شعر بیش از آن که با سیاست (به معنای تحولات روزمره دولت‌ها) درگیر باشد با لایه‌های فلسفی و تمدنی و تاریخی مرتبط باشد و این دغدغه دایمی من در سایر شعرها هم بوده است.

 انتخاب شما بود که خواننده این شعر «حامد زمانی» باشد؟

من صدای ایشان را دوست دارم هم صدای خوب و هم فهم ادبی خوبی دارند. ضمن این که اعتقاد به مفاهیم و همدلی و همراهی با شعر خیلی کمک می‌کند که کار خوب شود. در کارهای دیگر هم این موضوع را دیده بودم. دو سال اخیر همکاری‌هایی داشته‌ایم که از نتیجه آن‌ها راضی بودم (مثل ترانه‌های «آرمیتا»، «قلاده‌های طلا»، «حضرت ماه»، «فریاد فردا» و... وقتی این شعر را می‌گفتم دوست داشتم ایشان آن را بخواند. با این که فکر می‌کردم آهنگ‌سازی برای شعر سخت باشد، چون هم شعر طولانی بود و هم مصرع‌بندی شعر نیمایی بود. اما مطمئن بودم ایشان کارش را خوب انجام می‌دهد. همان شبی که‌ شعر به دستش رسید ماکت کار را آماده کرد و من وقتی شنیدم با شگفتی دیدم که بسیار نزدیک به ملودی‌‌ای بود که در ذهن داشتم.

در حین اجرا با هم تعامل داشتید؟ به عنوان مثال شعر تغییر کند یا ملودی؟

مرتب با هم در تماس بودیم. هم من در ملودی اگر نکته‌ای بود می‌گفتم و هم او درباره خود شعر با من صحبت می‌کرد. قسمتی که ترجیع بند شعر است، ابتدا نبود و آن را با نظر حامد اضافه کردم.

پس ریتم کلی کار را می‌پسندید؟ گاهی ریتم خیلی تند نمی‌شود و گاهی سکته دار؟!

به عنوان یک مخاطب عام موسیقی فکر می‌کنم خوب از آب درآمده است و خودم این کار را با صدای حامد زمانی دوست دارم.

با توجه به مفاهیم این شعر، می‌توانیم شما را در زمره شاعران اعتراضی بدانیم؟

 من این نام گذاری‌ها را چندان نه می‌توانم بپذیرم و نه می‌توانم به آن پایبند باشم. هیچ شاعری امضا نکرده است که شاعر اعتراض باشد و شاعری دیگر شاعر آرامش و عشق و... شاعر، شاعر است! و ممکن است در هر درگیری که پیدا می‌کند، در هر کشف شاعرانه‌ای اثر جدیدی را خلق کند. البته به طور طبیعی نوعی اعتراض در ذات شعر هست. چون شعر همیشه به دنبال بهترین وضعیت ممکن و آرمان‌هاست... و کار شاعر پرداختن به رویاها است و این با تن دادن به وضعیت موجود سازگار نیست. بنابراین همه شاعران از نظر من می‌توانند شاعران اعتراض باشند.

 به نظر شما ادبیاتِ اعتراض باید در خدمت چه مسائلی باشد؟

در سوره شعرا می‌خوانیم که مهمترین اعتراض شاعران مومن، اعتراض به ظلم است. شاعران هستند که باید فریاد دادخواهی سر بدهند، وقتی ظلمی واقع می‌شود. فکر می‌کنم مهمترین مصداق اعتراض و مهمترین هدف همان ظلم‌ستیزی است. اعتراض به ظلم البته بیان‌های مختلفی می‌تواند داشته باشد؛ از جمله می‌تواند به زبانِ ادب باشد. شعار «مرگ بر آمریکا» مردمِ ایران نیز مصداق کامل همین اعتراض است که می‌توان با نگاهی که در قرآن آمده است آن را مصداق ظلم‌ستیزی دانست.

وضعیت شعر هیئتی را در شعر معاصر چگونه می‌بینید؟ به نظر شما جوان امروز تا چه اندازه با شعر هیئتی ‌می‌تواند ارتباط بگیرد؟

پر مخاطب‌ترین شعر امروز، شعرِ ‌هیئتی‌ست. هیچ شاعری به اندازه شاعران شعر هیئتی در داخل و حتی خارج از کشور مخاطب ندارد. جمیعتی که برای شنیدن مصائب اهل بیت(ع) در هیئت‌ها جمع می‌شوند، در برگیرنده بیشتر ملت ایران است. هیچ شاعری نمی‌تواند ادعا کند که اکثر مردم مخاطب شعر من هستند مگر شاعرانی که شعر آن‌ها در محافل ذکر اهل بیت(ع) توسط مداحان خوانده می‌شود. به خصوص در میان نسل جوان به جرات می‌توان گفت شعر هیئتی چند هزار برابر شعر روشنفکری مخاطب دارد. من معتقدم که تمام معنایِ هنر دینی و انقلابی را باید در زیر خیمه امام حسین(ع) پیدا کرد. نقطه اوج ادبیات زمانی ا‌ست که در خدمت اهل بیت(ع) باشد. هنرهای دیگر نیز از این قاعده مستثا نیستند: خوشنویسی، تئاتر و... هنری که زبانِ حق باشد، مخاطب خواهد داشت. به همین دلیل فکر می‌کنم در شعر هم مردم از شاعران می‌خواهند که زبان حق باشند و گرنه خاموش باشند: انصتوا را بشنو و خاموش باش/ گر زبان حق نه ای پس گوش باش.

 در شعر «مرگ بر آمریکا» من سعی کردم همه حرف‌ها را پای روضه امام حسین(ع) بیاورم و تاکید کنم که اگر ظلم‌ستیزی را ما از لعن فرستادن بر دشمنان امام حسین(ع) یاد گرفته‌ایم، پس مرگ بر آمریکا هم می‌تواند ترجمه امروزی زیارت عاشورا باشد.

پس شکافی بین نسل جوان و شعرهای آیینی نمی‌بینید؟

من فکر نمی‌کنم. اگر هم باشد کوتاهی از شاعران است که کم کاری می‌کنند و این مخاطب تشنه را سیراب نمی‌کنند. به طور جدی شاعران، تقاضای نسل جوان را در شعر آیینی پاسخ نمی‌گویند. باید دغدغه اصلی شعرای جدی ما، پاسخگویی به همین عطش باشد.

چاپ شده در:

جیم - مورخ پنج‌شنبه 1392/08/30 شماره انتشار 18556

 

/ 0 نظر / 10 بازدید